|
|
||||||||||
|
کنار چشمه سار در میان اواج گندمزار تو ارام در کنارم خفته بودی سیاهی موهایت گندم زار طلایی را به رقص دراورد چشمانت شب را سیاه کرد. بادی تند وزید موهایت اشفت . . . رفتن اغاز شد! اخرین گلبرگ سفیدی که به تو دادم پژمرد روز ها گذشت و قلب نیلی و فیروزه ای ما، به سنگی بدل شد . و ما بی هیچ هیچ به جسته جوی هیچ هستیم و هیچ نمیابم . . . ! ای کاش اینقدر بچه نبودیم!
|
||||||||||
|
هر گونه برداشت از عکس های این فتوبلاگ
فقط با ذکر منبع مجاز می باشد Copyright 2005-2010 Sepantra.com Inc. All rights reserved. Powered By : Pendar.net |